تبلیغات
قرارهای بی قرار - سبقت برای شهادت
قرارهای بی قرار
1391/02/19 :: نویسنده : سجاد كریمى

دوباره شب عملیات رسیده بود و درد سر ما شروع شده بود.آخه می دونید،انتخاب نیروهای خط شکن برای شب عملیات خیلی مشکل بود.همه می خواستند شرکت کنند و باید تعدادی را انتخاب می کردیم.دو تا برادر بودند از سمیرم اصفهان که هر دو اصرار می کردند به خط مقدم برن،ولی فرمانده می گفت یه نفرتون بره.ولی اون دو نفر هیچ کدوم کوتاه نمی اومدند،هر دو گریه می کردند و میخواستند از همدیگه سبقت بگیرند.

شور عجیبی در خیمه ی رزمندگان اسلام به پا بود.اون یکی می گفت:تو بمون و برو پیش پدر و مادرمون...

اون یکی می گفت:نه،تو بمون،به تو بیشر احتیاج دارند...

خلاصه اون قدر با هم بگومگو کردند که فرمانده مجبور شد هر دو رو به خط مقدم بفرسته.بعد از عملیات هر دوی اونا به شدت مجروح شده بودند.

به اینجا که رسیدیم،یاد آن جمله ی شهید حسن باقری افتادم.نگاهی به آسمان کرد و گفت:حیفه تا موقعی که جنگه شهید نشیم،معلوم نیست بعد از جنگ وضع چی بشه...





نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1391/03/3 20:05
مار شهید تفحص مجید دپازوكی می گفت :هر كس پا روی خون شهدا بگذارد سر خورده وبا سر به زمین می افتد
1391/02/20 11:43
سلام علیکم جناب سردار ممنونم بابت مطالب خوبتون استفاده کردم. یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

بالتــــــ شکستــه است اگـــر
غمتـــــــ مبــاد
شهادتـــــ بال نمی خواهـــد..حـــــــــال می خواهد
حال را پس از شهادتــــــ می دهند
نه پیش از آن...
مدیر وبلاگ : سجاد كریمى
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ؟







نظر شما در مورد وبلاگ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :