قرارهای بی قرار

شهید علی رفیعی به روایت همسرش

 

اهل این دنیا نبود. همه چیزش با انسان‌‌‌های این دنیا فرق داشت. یك روز می‌‌‌آمد می‌‌‌گفت: یك چادر به اندازة برادر كوچك بدوز. وقتی می‌‌‌پرسیدم چرا؟ می‌‌‌گفت: برای یكی از شاگردانم می‌‌‌خواهم.

پیرزن نابینا و ناتوانی در روستایی نزدیك روستای محل خدمتشان زندگی می‌‌‌كرد كه ما با هم برایش غذا می‌‌‌بردیم. پیاده می‌‌‌رفتیم آن راه دور را. یك روز گفتم: علی آقا، این پیرزن از من چیزی خواسته كه نمی‌‌‌دانم چطوری برایش تهیه كنم. توی این فصل (فكر كنم بعد از نوروز بود) انار خواسته. فردایش یك انار آورد گفت: برایش ببریم. گفتم: از كجا؟ گفت: می‌‌‌دانستم دانش آموزانم حتماً انار دارند. گفتم: هر كی یك انار بیاره، جایزه داره.

بعد از شهادتش مردم روستا می‌‌‌گفتند: آن پیرزن خیلی سراغشان را می‌‌‌گرفت. الان هم هر وقت از آنجا می‌‌‌گذرم، سرم به سمت آن محل می‌‌‌چرخد. یك پیرزن دیگر هم نزدیك مدرسة خودشان بود كه برایش كارهایش را انجام می‌‌‌داد.

بعد از ایشان خیلی به من سخت گذشت. درد فراق سخت بود، اما ناشكری نكردم. همیشه فكر می‌‌‌كنم با من هستند. همین تفكر هست كه باعث می‌‌‌شود مراقب اعمالم باشم. می‌‌‌دانم شهدا ناظر اعمال ما هستند.

توی مهران شهید شد. اوایل سال 66 با مادرشان رفتیم خط مقدم جبهه، محل شهادتش. محو آنجا بودیم. یك آقایی داشت صحبت می‌‌‌كرد كه یك دفعه خمپاره خورد كنارمان. دویدیم سمت اتوبوس. آن‌قدر عجله داشتیم كه مادر علی آقا تا برسند، چند مرتبه زمین خوردند. وقتی سوار شدیم، یك خمپاره خورد دقیقاً در محلی كه ایستاده بودیم. رفتیم خط و داخل سنگر رزمنده‌‌‌های بشرویه را دیدیم.

دوستش می‌گفت: مجروح كه شد، دویدم بالای سرش. خندید. یك شكلات به من داد و گفت: این را بخور. در میان وسایلش دنبال چیزی می‌‌‌گشت. گفتم حتماً چیز مهمی است كه در این لحظات آخر دنبالش است. از توی وسایلش عكس همسرش را درآورد و گذاشت داخل جیبش. چون قرار بود با همان لباس‌‌‌ها دفن شود.

توی وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: از شما جوانان می‌خواهم برای یك‌بار هم كه شده به جبهه بیایید تا نور خدا را مشاهده كنید.





نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1391/01/26 21:24
طراحی قبلی وبلاگتون خیلی قشنگ تر بود
این یکی زیاد جالب نیست
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

بالتــــــ شکستــه است اگـــر
غمتـــــــ مبــاد
شهادتـــــ بال نمی خواهـــد..حـــــــــال می خواهد
حال را پس از شهادتــــــ می دهند
نه پیش از آن...
مدیر وبلاگ : سجاد كریمى
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ؟







نظر شما در مورد وبلاگ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات