قرارهای بی قرار

بخشی از شعر زیبای اتل متل یه جانباز...سروده شاعر بسیجی ابوالفضل سپهر

...فقط خاطره نیست که

قلب اونو سوزونده

مصلحت بعضی ها

پشت اونو شکونده

 

برا بعضی آدما

بنده های آب و نون

قبول کنین به خدا

بابام شده نردبون

 

همونهایی که راه ِ

دزدی رو خوب می دونن

ما خون دادیم و اونها

عین زالو می مونن

 

دشمنای انقلاب

ترسوهای بی پدر

آهای غنیمت خورا

هشّ بابا،یواش تر

 

ای که به این انقلاب

چسبیدی عین کنه

خط ونشون می کشی

النگوهات نشکنه

 

فکر نکن علی رو

ماها تنها می ذاریم

ما اهل کوفه نیستیم

دخلتونو میاریم...

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در اتاق باز شد. چند بعثی وارد اتاق شدند. بعضی‌‌‌ها با مسخره به سید اسماعیل می‌‌‌گفتند: هان! كربلا! امام حسین(ع) آمدی كربلا را بگیری. حالا یك روضه امام حسین(ع) بخوان ببینم. با یك لحن تحقیرآمیز نگاهش می‌‌‌كردند و با آن‌‌‌همه رعب و وحشتی كه در اتاق حاكم بود و ما می‌‌‌دانستیم چه اتفاقی خواهد افتاد، ولی سید اسماعیل در نهایت آرامش، انگار بالای منبر و در حضور مردم است، خیلی راحت شروع كرد روضه خواندن. با اینكه عربی روضه می‌‌‌خواند، ولی دل را كباب می‌‌‌كرد. آری! با یك اعتقاد خاص و خیلی راسخ شروع كرد. انگار در عالم دیگری بود. انگار كابل و چوب را دست مأموران نمی‌‌‌دید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شهادت حسین‌‌‌بن علی(ع) و یاران با وفایش، واقعه‌‌‌ای مربوط به زمان و مكان خاص نبود؛ بلكه درسی بود ماندگار و عاشقانه برای تمامی اعصار و عالم هستی. در تشریح این موضوع، بهترین تعریف را بزرگ عارف زمانه فرمود: اگر دنیا ما را محاصره نظامی كنند، فرزند محرمیم و مولایمان حسین(ع)...

در جبهه‌‌‌های جنگ گاه شرایطی پیش می‌آمد كه هم كربلا و هم شعب ابی‌طالب در یك‌جا ظهور می‌‌‌یافت. نیروهای اطلاعات و عملیات، معمولاً بارها شاهد این‌‌‌گونه صحنه‌‌‌ها بودند. زیرا در قلب مواضع دشمن، به دلایل مختلف در تله می‌‌‌افتادند. آنها برای جلوگیری از اسارت و لو رفتن منطقه عملیاتی آینده، مجبور بودند روزها را با كم‌‌‌ترین مواد غذایی سركنند.

این نیرو‌‌‌ها به جهت تحرك زیاد، نمی‌‌‌توانستند مهمات و مواد غذایی كافی با خود حمل كنند؛ وقتی در جایی زمین‌‌‌گیر می‌‌‌شدند، آنجا برایشان كربلا و شعب ابی‌طالب می‌‌‌شد.

غلامحسین می‌‌‌گفت: در عملیاتی كه اعضای گروهك منافقین در منطقه مهران، به نام «چهلچراغ» انجام داده بودند، با دو تن دیگر از اعضای اطلاعات و عملیات، در قلب مواضع عراق گیر می‌‌‌افتند. راه بازگشت آنان را مزدوران سد كرده بودند و در مقابل نیز ارتش بعث عراق قرار داشت. تنها راه ممكن انتظار بود و بس. وقتی تمام آب و مواد غذایی را در یكجا جمع كردیم، تنها كمتر از یك قمقمه آب و چند دانه خرما، كل موجودی‌‌‌مان برای انتظاری نامعلوم بود.

پنج شبانه‌‌‌روز در گرمای تیرماه، سه نفر با همان یك قمقمه آب و چند دانه خرما به‌سر بردیم. هر دانه خرما ساعت‌‌‌ها دهان‌به‌دهان می‌‌‌گشت و هر قطره آب

غلامحسین اضافه می‌‌‌كند: چون كم‌سن‌‌‌ترین فرد آن گروه بودم، هر كدامشان سعی می‌‌‌كردند آب كمتری مصرف كنند تا به من آب بیشتری برسد!

 





نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وصیت نامه شهید را می توانید  در ادامه مطلب بخوانید.
..
..
..
شادی روح شهدا و امام خمینی صلوات


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1390/09/25 :: نویسنده : سجاد كریمى

ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز

بی تو غروب می شود این روزها هنوز

اما هنوز چشم جهانی به راه توست

این جمعه آه می رسی از راه یا هنوز...؟

با اشتیاق رویت تو رو به آسمان

هر چشم خیره است ولی ابرها هنوز...

باران پاک رحمتی و خاک می کشد

هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز

تو وعده ی خدایی و جاری است یاد تو

در خواهش مکرر هر ربنا هنوز

در انتظار جمعه ی تو ندبه می کند

ناحیه ی مقدسه ی کربلا هنوز...





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سال 46 در خانواده ای مذهبی و روحانی در قم به دنیا آمد.با شروع حوادث انقلاب و جهت یاری مردم به سبزوار رفتند.

پدرش نماینده دور اول مجلس از سوی مردم سبزوار گردید.

ناصرالدین در شاخه جوانان حزب جمهوری مشغول فعالیت شد و در این مدت،چهار بار برنده مسابقات قرآن کریم شد.

با سپری کردن دوران دبیرستان در دانشگاه امام صادق(ع)پذیرفته شد.

خودش می گفت:من دانشگاه امام صادق(ع) را به دانشگاه امام حسین(ع) تبدیل کردم و مدرک قبولی را از دستان آقا ابا عبدالله(ع) گرفتم.

از عملات بدر در جبهه حضور داشت و در عملات کربلای 5 در حالی که 19 سال بیشتر نداشت در21/12/65 به شهادت رسید.

مقام معظم رهبری درباره ی این شهید بزرگوار می گوید:نوشتجات این شهید عزیز را مکرر خوانده ام و هر بار بهره و فیض تازه ای گرفته ام.



دست نوشته های شهید


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1390/09/24 :: نویسنده : سجاد كریمى

با کدام آبرویی،روز شمارش باشیم

عصرها منتظر صبح بهارش باشیم

کاروان سحرش بحر همه جا دارد

تا که جا هست،چرا گرد و غبارش باشیم!؟

سال ها منتظر سیصد واندی مرد است

آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

گیرم امروز به ما اذن ملاقات دهد

مرکبی نیست که راهی دیارش باشیم

بارها در پی کار دل ما راه افتاد

یادمان رفت ولی در پی کارش باشیم

ما چرا؟ خوبترین ها به فدای قدمش

حیف از او نیست که ما میثم دارش باشیم؟

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید

به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حسین بود و تو بودی تو خواهری کردی

حـسیـن فاطمه را گرم،یاوری کردی

غریب تا که نماند حسین بی عباس

به جای خواهری آنجا برادری کردی

گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین

چه خواهری تو؟ برادر! که مادری کردی

تو خواهریّ و برادر،تو مادریّ و پدر

تو راه بودی و رهرو،تو رهبری کردی

پس از حسین چه بر تو گذشت؟ وارث درد!

به خون نشستی و در خون شناوری کردی

به روی نیزه ســـر آفتاب را دیدی

ولی شکست نخوردیّ و سروری کردی

چه زخم ها که نَزَد خطبه ات به خفـّاشان

زبان گشودی و روشن،سخنوری کردی

زبان نبود خودِ خود ذوالفقار مولا بود

سخن درست بگویم تو حیدری کردی

تویی مفسّر آن رستخیز ناگاهان

یگانه قاصد امّت!پیمبری کردی

بدل به آییه شد خاک کربلا با تو

من از کجا و غزل گفتن از غم تو کجا؟

تو ای بزرگ! خودت ذرّه پروری کردی..

مرتضی امیری اسفندقه





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

بالتــــــ شکستــه است اگـــر
غمتـــــــ مبــاد
شهادتـــــ بال نمی خواهـــد..حـــــــــال می خواهد
حال را پس از شهادتــــــ می دهند
نه پیش از آن...
مدیر وبلاگ : سجاد كریمى
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ؟







نظر شما در مورد وبلاگ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic