قرارهای بی قرار
1391/04/3 :: نویسنده : سجاد كریمى

سال 1361 شبی در شهرک دارخوین در مسجد امیرالمومنین مراسمی برپا بود.معمولا در پایان مراسم ذکر مصیبتی می شد و بچه ها عزاداری می کردند.آن شب حال خوشی بر جلسه حاکم شد و بچه ها خیلی گریه می کردند..پس از مراسم خواستم بروم که متوجه نوجوانی شدم که پشت سرم نشسته بود.حال عجیبی داشت؛ کمی صبر کردم تا اینکه بلند شد و رفت..

وقتی رفت تعجبم بیشتر شد. چون محلی که نشسته بود از کثرت اشک هایش خیس شده بود.غالبا موقع ذکر مصیبت یا خواندن دعا بچه ها به سجده می رفتند و در آن حالت با خدا مناجات می کردند.خیلی به او علاقمند شدم.برای همین بدون این که بفهمد دنبالش رفتم تا ببینم در چه گردانی است.پس از شناسائی گردان او ، فردای آن روز رفتم و خود را به آن گردان منتقل کردم، و به لطف خدا در همان گروهان و دسته ای افتادم که آن نوجوان بود.من شدم آرپی جی زن و او هم شد کمکی من.دیگربهتر از این نمی شد چراکه من به خواسته ام رسیده بودم.

این نوجوان تنها 16 سال سن داشت و نامش حمید مقدس پور بود. کم کم نشانه های عملیات پیدا شد.در این مدت با حمید خیلی انس گرفتم بودم تا اینکه شب عملیات محرم رسید.

آن شب به من گفت::فلانی من مطالب فراوانی از تو یاد گرفتم.

گفتم::نه این طور نیست، بلکه تو چیزی داری که خیلی دوست دارم بدانم از کجاست.

پرسید چه چیزی؟؟ گفتم: این اشک روان و سوز و حالی که هنگام دعا و مناجات در تو هست خیلی برایم جالب است..

گفت::من حالی دارم که وقتی نام امام حسین (ع) را می شنوم اشکم جاری می شود. با اینکه شناخت زیادی هم از حضرت ندارم و حتی نمی دانم مثلا چند فرزند دارند اما عشق من به امام حسین به قدری قوی است که وقتی نام شان را می شنوم اشکم جاری می شود و دیگر نمی توانم خودم را کنترل کنم...

..او پاداش سوز درونی اش را در همان عملیات که مقارن عاشورای امام حسین (ع) بود گرفت و به شهادت رسید..





نوع مطلب : حسـینیه، شهـدا، 
برچسب ها : شهید حمید مقدس پور، عملیات محرم، عشق به امام حسین (ع)، هنر اهل بیت،
لینک های مرتبط :
1391/04/2 :: نویسنده : سجاد كریمى
از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟
تو مدتی است رفته ای , بیا دلم گرفته است

نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود
گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است

گذشتم از هزاره ها در امتداد دوری ات
به ذهن من نمی رسد کجا دلم گرفته است

به چشم خود ندیده ام شکوه چهره ی تو را
شبی بیا به خواب من , بیا دلم گرفته است..




نوع مطلب : شعر، مذهبی، 
برچسب ها : اشعار امام زمان، انتظار،
لینک های مرتبط :
1391/04/1 :: نویسنده : سجاد كریمى

دل را پر از طراوت عطر حضور کن                   آقا تو را به حضرت زهرا ظهور کن

آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه               برگرد و شهر را پر از امواج نور کن

شب های جمعه یاد تو بیداد می کند                  آدینه ای ز کوچه دنیا عبور کن

آقا چقدر فاصله اندوه انتظار                            فکری برای این سفر راه دور کن

زین کن سمند حادثه را تکسوار عشق     جان را پر از شراره ی غوغا و شور کن

آقا چقدر ضجه زنیم و دعا کنیم                           یا بازگرد یا دل ما را صبور کن





نوع مطلب : شعر، مذهبی، 
برچسب ها : امام زمان، شعر آیینی، پروانه نجاتی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

بالتــــــ شکستــه است اگـــر
غمتـــــــ مبــاد
شهادتـــــ بال نمی خواهـــد..حـــــــــال می خواهد
حال را پس از شهادتــــــ می دهند
نه پیش از آن...
مدیر وبلاگ : سجاد كریمى
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ؟







نظر شما در مورد وبلاگ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات