تبلیغات
قرارهای بی قرار - مطالب شهریور 1391
قرارهای بی قرار
1391/06/29 :: نویسنده : علیرضا
هیچ اثری از شهدا نبود. بچه ها خسته شده بودند. دست ها تاول زده بود و گاه تاول ها می ترکید. خاک هم که روی زخم تاول ها می ریخت بیشتر می سوخت.

برای استراحت کنار تپه ای دراز کشیدیم."خدایا! هر چه می گردیم تمامی ندارد. با اینکه مطمئنیم بچه ها اینجا شهید شدند و جامانده اند، هیچ اثری از آنها نیست."

توی همین فکرها بودم و با سر نیزه بدون انگیزه زمین را می کندم که یک دفعه احساس کردم سر نیزه ام به چیزی برخورد کرد.

خاک ها را کنار زدم. پوتین نظامی بود!

 اطراف پوتین را خالی کردیم. با دقت زمین را کندیم. شهید بود.

 بچه ها همگی شروع کردند تپه را که سنگر تانک بود، خراب کردند و هر چند دقیقه یک بار فریاد"یا زهرا" و " یا حسین" بچه ها، خبر از پیدا شدن شهیدی دیگر می داد.

آن روز پانزده شهید پیدا شد. آن ها را به معراج الشهدای شرهانی آوردیم.

 حالا دیگر آن ها مونس بچه ها شده بودند.
حرف های ناگفته مان را که سالها کسی محرم شنیدنش نبود، برای آنها زمزمه کردیم.





نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
من یادم هست شب دوم عملیات چزابه بود ، شهید چراغچی نزد شهید خادم الشریعه آمد و گفت من می خواهم بروم و از خط خبر بگیرم گفت : نمی خواهد بروی ، گفت: من باید بروم ، می خواهم مهمات ببرم گفت : اگر می خواهی مهمات ببری راننده می برد تو نمی خواهد ببری گفت : می خواهم بروم اطلاعاتی از آنجا بگیرم. گفت: بچه ها پشت بی سیم هستند هر اطلاعاتی می خواهی بگیری بگو بچه ها بدهند . گفت: من اصلا می خواهم بروم خط را ببینم چگونه است ؟ گفت: نمی خواهد بروی. گفت: تو بگویی یا نگویی من می روم . پس بهتر كه بگویی برو . گفت: پس اگر خودت می خواهی بروی كه برو . شهید چراغچی آنجا ایستاد و دید بالاخره به این شكل نمی تواند نظر ایشان را بگیرد . با یك حالت دوستی و رفاقت با اینها برخورد كرد كه بگذار ما برویم یك خبری از خط بگیریم . در نهایت به او گفت : برو. شهید چراغچی همراه با ماشینی كه مهمات داشت ، رفت و بلافاصله بعد از همان قضیه شهید چراغچی مجروح برگشت كه ایشان را به بیمارستان منطقه بردند و می خواستند از آنجا به اهوار اعزامش كنند . خادم الشریعه خودش رفت از آنجا خبر گرفت و آمد . هنوز پایش به سنگر نرسیده بود كه دیدیم شهید چراغچی با سر باندپیچی شده و لباس خونی آمد . گفت : چرا آمدی ؟ گفت: من اهواز نمی روم . گفت: تو باید بروی استراحت كنی. گفت: نه من استراحت نمی كنم و همانجا ایستاد .

راوی :سید محمد حسینی

***********


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آفتابِ بی‌زوالی می‌برند
ماه کامل را هلالی می‌برند

نوبهارِ خسته و خشکیده از
هجمه‌های خشک‌سالی می‌برند

چند مرد آشنا بر دوش خود
گوییا تابوت خالی می‌برند

آسمانی‌ها شبانه بی‌صدا
عرش را از این حوالی می‌برند

زیرِ بارانِ صفت‌های جلال
ابریِ وصف جمالی می‌برند

از مکان، شأن وجود و از زمان
روز و هفته ماه و سالی می‌برند

بیّنات روشن تاریخ را
تا ابد مثل سؤالی می‌برند


احسان محمود پــــور





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1391/06/23 :: نویسنده : علیرضا
آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را

اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را

این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را

این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را

این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

این هفت کفن روضه ی گودال حسین است
ای کاش نیارند برایش کفنش را

نه پیرهنی داشت حسین نه کفنی داشت
مدیون حصیرند مرتب شدنش را

علی اکبر لطیفیان




نوع مطلب :
برچسب ها : لطیفیان، شعرآیینی،
لینک های مرتبط :



«روی قبرم بنویسید اینجا مدفن کسی است که می خواست اسرائیل را نابود کند.»





و انشاءالله روی قبرهایشان می نویسیم به درک واصل شده توسط موشک هایی که پدر موشکی ایران ساخت و خواست اثری از اسرائیل نماند.





روحمان با یادش شاد




نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها : شهید، طهرانی مقدم، تهرانی مقدم، قبر شهید تهرانی مقدم، مزار طهرانی مقدم، نابودی اسرائیل، پدر موشکی ایران،
لینک های مرتبط :
1391/06/15 :: نویسنده : علیرضا
شهید به مثابه عطری است که در ان را باز کرده اند،بوی آن می پیچد و همه جا را معطر می کند .تورا فرا میخواند و وقتی به سوی او می روی ،زمین گیرت می کند . طلائیه اگر رفته باشی می دانی، پاها التماس می کنند بنشین.گرد و غبار وقتی روی لباست می نشیند ،بوی عطر در مشامت می پیچد و تازه می فهمی که آسمانگیر شده ای.به محض اینکه روی خاک زانو زدی،اولین درس از رشته عشق را می آموزی.صورتت که خاکی می شود ،آنچه آموختی با جانت در می آمیزد. این همان خاکی ایست که نیمه های شب از اشک شهید گل شده است .صدای باد، ناله های دلش را درگوشت می پیچاند.ودرس را مرور می کنی؛هرچه ادب و تواضعت بیشتر باشد در آستان دوست محبوب تر خواهی شد .دستهایت نا خوداگاه به سوی آسمان بلند می شود.پرده ی دل می لرزد ،اشک فرو می ریزد و می گویی؛ای رئوف مهربان حی قدیر،جان زهرا و علی دستم بگیر....



نوع مطلب : دل نوشـت، شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در این عکس استثنایی ، اکثر اعضای دسته ی الحدید از گروهان حضرت ابوالفضل (علیه السلام) ، از گردان فجر دیده می شوند.حدود 24 ساعت پس از ثبت این یادگاری ، 23 نفر از کسانی که در عکس دیده می شوند ، خلعت شهادت پوشیدند .
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، تصویری که مشاهده می کنید ، در هجدهمین روز از دی ماه سال 1365 ، یک روز پیش از آغاز عملیات کربلای 5 در منطقه ای موسوم به «گروهان پل» در حوالی آبادان برداشته شده است. در این عکس استثنایی ، اکثر اعضای دسته ی الحدید از گروهان حضرت ابوالفضل (علیه السلام) ، از گردان فجر (متشکل از بیسجیان باصفای بهبهانی)دیده می شوند.
حدود 24 ساعت پس از ثبت این یادگاری ، 23 نفر از کسانی که در عکس دیده می شوند ، در آغازین روز نبرد کربلای 5 ، خلعت شهادت پوشیدند .
در عکس تنها نام کسانی که توفیق شهادت نیافتند درج شده است.
اسامی شهدای حاضر در این عکس عبارت است از:
رضا شجاعی
ماشاءالله پیروزه
سیروس محسنی
کمال خبازی
سید سیف الله موسوی سوق
عبدالصاحب صحاحی
شاپور معتقد
علی رضا مواساتی قنواتی
علی حسنی پور
حیدر زحمتیان
نورالله گوهری
محمد پاپی
عبدالحمید تقی زاده
حجت الله نعمت الهی
رستم آذریون
جواد همنشین
کریم آرمیون
بهمن آتش پنجه
اردشیر گله دار زاده
غلامحسین بهبهان آبادی
شمس الله پاپیان
نظرعلی کشتکاران

روحمان با یادشان شاد

برای مشاهده ی عکس با کیفیت مطلوب ، ابتدا آن را ذخیره کنید


منبع:www.mashreghnews.ir




نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مروری بر به یادماندنی ترین اجلاس عدم‌تعهد
شعله‌های آتش هرلحظه شدیدتر و ارتفاع هواپیما نیز هر لحظه كمتر می‌شد تا اینكه هتل محل برگزاری اجلاس غیرمتعهدها پیش روی خلبان قرار گرفت.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، با شكست ارتش عراق در عملیات بیت‌المقدس، جایگاه سیاسی دشمن در جهان متزلزل شد؛ عملیات رمضان در حال شكل‌گیری و انجام بود كه موضوع برگزاری كنفرانس سران غیرمتعهدها در بغداد مطرح شد تا صدام حسین رئیس این اجلاس باشد.

جمهوری اسلامی ایران سیاست بی‌اثر كردن این اجلاس را در دستور كار خود قرار داد و در اولین گام، اجلاس غیرمتعهدها را تحریم كرد.
بغداد از مدت‌ها قبل به كمك آمریكا به دژ نفوذ ناپذیرى تبدیل شده و تبلیغات بسیار وسیعى در این رابطه به راه افتاد و عنوان شد «هیچكس توانایی ناامن كردن پایتخت عراق را ندارد.»

در این زمان بود كه ایجاد ناامنى در بغداد در دستور كار نظامى - سیاسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسیسات پالایشگاهى "الدوره" در جنوب شرقى این شهر، از برگزارى نشست سران غیرمتعهدها در بغداد نیز جلوگیرى شود.

انجام این ماموریت به نیروی هوایی ارتش واگذار می شود و سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگیرى از تشكیل كنفرانس سران غیرمتعهدها در بغداد، در تاریخ بیستم تیرماه سال 1361 مأموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن كند.

خلبان شهید عباس دوران مجری عملیات استشهادی در بغداد

منبع:www.mashreghnews.ir


ادامه مطلب


نوع مطلب : شهـدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بالتــــــ شکستــه است اگـــر
غمتـــــــ مبــاد
شهادتـــــ بال نمی خواهـــد..حـــــــــال می خواهد
حال را پس از شهادتــــــ می دهند
نه پیش از آن...
مدیر وبلاگ : سجاد كریمى
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ؟







نظر شما در مورد وبلاگ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :